فصل سوم که می آمد،،، یقه ی بارانی اش را تا زیر چشم بالا میکشید ! و هر روز در همان ساعتِ همیشگی از مسیری پر درخت عبور میکرد ! نمیفهمیدمش !!! شاید معشوقه اش "پائیزی" بود...! xa0 xa0 #مسعود_خورابه...