آیدا

خرید بک لینک
آه از آن جادویِ چشمانت ندانم چون کنم
بیخودم، درمانده ام وز دوریت دل خون کنم

یادگاری، تیرِ مژگانت نشاندی بر دلم
حال گشتی لیلی و خود را چُنان مجنون کنم

دل سپردم بر نگاهت کاو مرا دیوانه کرد
همچو عشاقان نه دل را بلکه جان مفتون کنم

ای که عشقت را چو رازی در دلم بنهفته ام
روز و شب با یادِ رویت دیده ها جیحون کنم

#مسعود_خورابه

شعر و دیگر هیچ ...

ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:33

صفحه بندی