شعر و دیگر هیچ

متن مرتبط با «شاعران كودك و نوجوان» در سایت شعر و دیگر هیچ نوشته شده است

حضور

  • نیلوبلاگ

    در ابتدایِ عصر xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 پر موج از ابتهاج xa0 گامی به سمت چپ xa0 گامی دوباره راست xa0 پیوسته پا به پا xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 تا لحظه ی وصال xa0 بازیِ مردمک xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 چشمی پُر انتظار xa0 صد جمله در مرور xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 الوانِ واژه ها xa0 پَر میزند خیال xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...

    ادامه مطلب
  • کوچه

  • نیلوبلاگ

    به کوچه میزنم ؛از خوابِ دیوارها سقفها ؛نشسته بر پایه های ضخیم ،حاکمانِ حصارِ امنِ آدمی اند !به کوچه میزنم ؛آسمانچشمانم را میرقصاند ! خدا را در رنگها میتوان دید !خدا را در آسمان میتوان یافت ! به کوچه میزنم ؛از خستگیِ خیالهایی که نشکفته پژمردند ! به کوچه میزنم ؛شاید لابلایِ سنگفرشها طرحی از رویایم را پیدا کنم ! پیاده رو ؛صبورترین سنگها را به زیر پای رهگذران فرش کرده است ! اما ... پیاده روهاخسته تر از گامهای منند ! #مسعود_خورابه ...

    ادامه مطلب
  • نبودنت

  • نیلوبلاگ

    همیشه خاطراتِ تلخ نیستند که آزارم میدهند ! اندیشیدن به روزهای بودنت در این روزها که نیستی هر لحظه میکُشد و زنده ام میکند ! #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • از خواب

  • نیلوبلاگ

    میتابدم به صبحخورشید بی امان مژگان گره به هم...پیکارِ نور و چشمxa0وین نقلِ کهنه ایست ! یکسر شوم ز خوابیکسر روم به خواب اما حکایتی ستاز خواب تا به خواب ! #مسعود_خورابه ...

    ادامه مطلب
  • نیک رویان

  • نیلوبلاگ

    نیک رویان همه جمعند و نمیدانم من xa0 به که باید بسپارم دلِ دیوانه ی خویش xa0 #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • سرنوشتِ برگها

  • نیلوبلاگ

    پچ پِچی دارند باهم برگهای خشک و زرد در دلِ شبهای پاییزی ، ببین،،، باز برگی شاخه ای را ترک گفت ! جمعشان جمع است و گاهی با نسیم ، بازیِ گرگم به هوا می کنند. شاعری از دور می آید ولی بیخبر از بازیِ برگ است و باد میشود فریادِ هر برگی بلند،ناله ها بر گوشِ او خش خش کنان حسِ شعرش را دوچندان میکند ! آنطرف عکاس با چشمانِ تیز رقص آنها را تماشا میکند ! گاهگاهی هم دو عاشق بیخیال چشم در چشمِ همند و پا به پا ! میکنند اما فرار آن برگها از نگاهِ خسته ی مردی غریب بر لبش سیگار و نادانسته او میزند بر جانِ هر برگ آذ...

    ادامه مطلب
  • بوسه

  • نیلوبلاگ

    شهد لبهای تو از قند و شکر بیشتر است من نترسم ز مرض قند، ببوسم دائم xa0 #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • غروب

  • نیلوبلاگ

    شاید اگر غروب نبود ، کسی دلتنگ نمی شد ! شاید اگر دلتنگی نبود ، غروب دیده نمی شد ! شاید غروب هم دلتنگِ کسی ست ! شاید او هم غروبی دارد،،، برای دلتنگی اش !!! #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • زنبور عسل

  • نیلوبلاگ

    ازش پرسیدم :- شغلت چیه؟ جواب داد :- پرورش زنبور عسل مدتها ذهنم درگیر این بود که چرا آدمها باید بچه های زنبورها رو پرورش بدن، در حالی که کلی بچه تو افریقا دارن از گرسنگی میمیرن. اما کم کم فهمیدم که پرورش زنبور عسل نه بخاطرِ خودِ زنبورهاست، بلکه بخاطر عسلیِ که آدما ازش استفاده می کنند ! xa0#مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • قانون

  • نیلوبلاگ

    قانون را فقط برای قشر ضعیف نوشته اند وگرنه عزرائیل تا الان باید بارها اعدام شده بود !!! xa0 #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • کودکِ شاعر

  • نیلوبلاگ

    چه کودکانه سرم به بازی با کلمات گرم بود ! آمدی و چه ساده شاعرم کردی ! #مسعود_خورابه...

    ادامه مطلب
  • کودکی ام

  • نیلوبلاگ

    بچه که بودم به غذا میگفتم "قاقا"و این کلمه چقدر اطرافیانم رو ذوق زده میکرد !بزرگتر که شدم وقتی میگفتم "قاقا" میخوام، نه تنها براشون جذاب نبود، بلکه منو از گفتنش هم منع میکردن و میگفتن : بگو غذا میخوام !سالها گذشت و هر تکیه کلامی که رو زبونم میومد و تکرار میشد، بعد از مدتی دلِ اطرافیان رو میزد !تا اینکه روزی درگیرِ عشق شدم و با کلمه ی "دوستت دارم" معشوقم رو در جریانِ احساساتم قرار میدادم !اما هیچ فکر نمیکردم که این دو کلمه هم مثل بقیه طرفم رو دلزده کنه !هربار که تکرار میکردم، براش عادی تر میشد. ت...

    ادامه مطلب