بچه که بودم به غذا میگفتم "قاقا"
و این کلمه چقدر اطرافیانم رو ذوق زده میکرد !
بزرگتر که شدم وقتی میگفتم "قاقا" میخوام، نه تنها براشون جذاب نبود، بلکه منو از گفتنش هم منع میکردن و میگفتن : بگو غذا میخوام !
سالها گذشت و هر تکیه کلامی که رو زبونم میومد و تکرار میشد، بعد از مدتی دلِ اطرافیان رو میزد !
تا اینکه روزی درگیرِ عشق شدم و با کلمه ی "دوستت دارم" معشوقم رو در جریانِ احساساتم قرار میدادم !
اما هیچ فکر نمیکردم که این دو کلمه هم مثل بقیه طرفم رو دلزده کنه !
هربار که تکرار میکردم، براش عادی تر میشد.
تا اینکه کلا نسبت به اون دو کلمه و احساسات و حتی خودِ من هم بیتفاوت شد.
اینجا بود که فهمیدم شاعر چقدر به جا و خوب سروده :
اندازه نگه دار، که اندازه نکوست !
#مسعود_خورابه
شعر و دیگر هیچ ...
ما را در سایت شعر و دیگر هیچ دنبال میکنید
برچسب: کودکی ام,کودکی امام زمان,کودکی امیر محمد,کودکی ام را دوست داشتم,کودکی ام را دوست دارم,کودکی امام حسین ع,کودکی امام حسن,كودكي ام,کودک امروز,کودکان امید, نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 4:41